- قطره های آبی

       

سلام به فصل غزل و تصویر ...

 

 َامان از سکوت پنجره ها که رازها دارند و خاموشند . این روزها همه اش نگاهم به آنهابود و دنبال گلهای قاصدکی که پیام آور فصل بی نظبر و زیبای پاییزند .

در ایام کودکی ، هفته ها قبل از شروع خزان ، در گوشه و کنار شیشه های پنجرۀ خانه ، پیدایشان می کردم و شادمانه همراه با یک آرزو به آسمان می فرستادم .

آغازین روزهای مهر است اما من قاصدکی نیافته ام. نمی دانم کجا مانده اند این سفیران عشق؟ ... هوا بوی باران گرفته و نسیم خنک ، رقص کنان خود را از میان برگهای غبار گرفته درختان به سمت پرده های حریر اطاقم می کشاند. دوباره زمین شادی را در همهمۀ برگهای رنگین درختان خواهد یافت و نقاش طبیعت رنگهایش را در تابلویی به عظمت یک فصل به روی خاک خواهد پاشید.

مفهوم عشق در شعر شاعران دوباره رقم خواهد خورد و شاه بیت غزل فصلها، دلبری آغاز خواهد کرد.

هر کو نکند فهمی زین کلک خیـــال انگیز

نقشش بحرام ار خود صورتگر چین باشد

" حافظ "

روزهای گرم سپری شده و آفریدگارعالم با دستان مهربانش ، دوباره سر فصل دیگری گشوده تا تن گرمازده و تبدارم آرامش را در خنکای نسیم بیابد و جانی دوباره بگیرد. من که سخت ترین ایام را ماههاست همراه با درد تجربه کردم این مواقع بیشتر شکر گزارش خواهم بود .

 شاید در این روزها از کوی غایب زمان خبری برسد و عدالت َدر ِ خانۀ مظلومان را به صدا در آورد! شاید دوباره محبت گم شده  پیدا شود و بی عاطفگی مسری زمان از دیار ما کوچ کند. شاید لبخند ی واقعی برلبها بنشیند و دوباره قلبها غبار روبی شود از دشمنی تاعشق حیاتی تازه پیدا کند .همۀ اینها قفل هایی است که خود بر روی مهربانی زده ایم . کلیدش در دستان خودمان است اما کلید فرج را از کجا بیابیم؟این تنها کلیدی است که  جز دستان خداوند، دست دیگری در کار گشایشش نیست  .

برایت بسیار دلتنگم 

ای عبور سبزت

 رسیدن به حیات دوبارۀ زمین

و نگاهت نور

در آسمان بی ستاره ام ...

قرنهاست که کلمۀ عدالت

در کتاب نیمه گشودۀ انسانیت

و در لغت نامۀ غبار گرفتۀ  تجدّد کور

خط خورده .

تنها دستهای تو قادر است

تصحیح کند

معنای واقعی حق را

زیرا نا مردان روزگار

سالهاست آن را تلخ

و ظلم را ، شیرین رقم زده اند

---

 

ــــــپی نوشت :

سال روز ولادت با سعادت امام هشتم شیعیان جهان، حضرت علی بن موسی الرضا (ع)

تهنیت.یا ضامن آهو ضمانت رستگاریم امضای تو را می طلبد...

لينک ثابت | نوشته شده در  ۱۳٩٠/٧/٢۳ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ  توسط شهلا - فراهانچی  نظرات ()

عبور از ماه ضیافت

 

اینک که افسوس را

عبور داده ام از سفرۀ رحمتت

دستهایم

هنو در قفس درد اسیر است .

من کلمات را چگونه

با انگشتان ناتوانم ترسیم کنم

وقتی هنوز قادر نیستم

به قنوت مهربانیت بایستم !

...

ربنا ی عشق را

با اشک تکرار می کنم

تا در عبور روزها

و نمناکی چشمانم

اقرار به ناتوانی کنم  ...

پی نوشت :به مناسبت پایان ماه میهمانی خدا، نگاشته شد.

پ.ن:

 ریزش باران در این روزها،انعکاس لبخند خداوند بر چهرۀ روزه دارانی بود که بر نَفس امارۀ خود غلبه کردند.

لطفا اگر نظری داشتید در پست قبلی بنویسید.

 

لينک ثابت | نوشته شده در  ۱۳٩٠/٧/٢ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ  توسط شهلا - فراهانچی  نظرات ()