- شهادت و علی... - قطره های آبی

       

شهادت و علی...

یا علی ....

در دستانم ترازویی است و بر چشمانم اشک .

کجایی ... ای تجسم عدالت ؟زمین، شوره زاری شده پر از تیغ های

زهر آلود . نگاهها  بی فروغ است و  دلها تنگ!

چشمها خیره و قلبها پرکینه... دستانم را مشت کرده ام و خاموشم .

ظالم مرا سایه وار تعقیب می کند. بغضی  راه گلویم را بسته است .

حق گرفتنی ست نه دادنی . این کلام توست که در سینه ام  چون

 نفس های آخر یک محتضر سنگین شده و بالا نمی آید .

ای ماه غریبستان علی ...

بگو چه کنم با اندوه زمان؟نشانم ده چاهی را که شبها بر کنارآن ناله

هایت را سیلاب گونه می کردی وآب را آیینۀ ...

شانه هایت را می طلبم تا بر آنها تکیه دهم و آرام شوم .

 وای و فغا ن که شمشیر بی عدالتی فرق عدالت را شکافت .

 فردا مسجد کوفه  صدای علی  را خواهد شنید .

طنین ٌفزت رب الکعبه اش آسمان را خواهد شکافت .

به خدای کعبه که آسوده شدم!!آری تو آسوده شدی از دردهای

 سالیان دراز قدرت نمایی های زور گویان ، از دیدن ستم ها بر

مظلومین و حق ٌکشی ها ...

اما علی جان، ما که در برهوت عالم اسیر شده ایم وترازوی عدالت

را گم کرده ایم  چه کنیم ؟!....

ایام شهادت مولی علی بن ابیطالب (ع) تسلیت ...

 لیالی قدر شبهای عبادت است .

خدایا سر انجام ما را آن کن که به صلاح باشد نه بر عتاب ...

لينک ثابت | نوشته شده در  ۱۳۸۸/٦/۱۸ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ  توسط شهلا - فراهانچی  نظرات ()