- آری ...فاطمه فاطمه است - قطره های آبی

       

آری ...فاطمه فاطمه است

محمد منتظر است و خدیجه  نگران.....چه خواهد شد سر انجام تولد برای او که زنی

است بسیار بزرگتر از همسر ؟با این وجود قلبش مطمئن است. اما مدینه در التهاب

می سوزد!

انتظار برای دختری که گل سر سبد زنان عالم خواهد شد چیز کمی نیست.

انتخاب با خداوند است . کودک باید که بهانۀ سورۀ کوثر  شود و می شود. باید که

 پاکی گل یاس را به خاطر آورد . باید که از بهشت فرا خوانده شود ...

فاطمه می آید پیچیده در حریر سبز نبوت پدر و با چشمانی که اندوه تمام خاندان علی

 در نگاهش هویداست .فاطمه می آید تا فاطمه شود. می آید تا ام ابیها باشد

می آید تا محمد بر دستانش بوسه زند و علی را عاشقانه دوست داشته باشد.

می آید تا بهشت زیر پای مادران قرار بگیرد. می آید که القاب گونه گون با وجودش

مزین شود.

بتول..زهرا...صدیقه...مرضیه...راضیه.....طاهره.....

و می آید تا دختران زنده بگور شده اعراب جاهلیت را مظلومیت بخشد .

او گلی می شود در باغ نبی و می شکفد تا 18 بهار . آسمان مدینه بی تاب است

و صحرا معطر .صدای دف و نی و هلهلۀ شادی در هنگامۀ ورودش به آسمان می رسد

و برق مسرت چشمان پدر را ستاره باران می کند. خدیجه مادر شده و محمد بر اوتبسم

می کند.

اینک فاطمه آمده تا بعد از خدیجه برای او مادری کند . دستهای کوچکش نوازشگر صورت

پدر می شود و آرامش روزهای سخت محاصره و کمبودها و آزار کافران بر محمد. او

دختریست که بازیهای  کودکانه اش را فراموش می کند و در کنار پدر بزرگی را می

آموزد . او آمده تا همسر علی باشد ،  مادر حسنین شود و صبوری را به زینب بیاموزد.

او با َدستاس و کار سخت به زنان آموخته که باید یار همسرانشان باشند. او در مقابل

حق و برای گرفتن فَدک جراحت بدن لطیفش راتحمل کرده. او اندوه علی را به جان خریده.

او فاطمه است و غیر این نیست . او  انا اعطیناک الکُوثر است ....

و سرانجام او آمده تا بر دوش علی شبانگاه در بقیع بیارامد بدون نام و نشان،

تا ظهور منجی عالم مهدی(عج).....

 

تولد حضرت فاطمه زهرا (س) که مصادف است با روز مادر و روز زن

برتمامی زنان مسلمان مبارک.

پی نوشت:متن نوشته شده را با فرصت کمی که داشتم برای تولد زهرای اطهر

(س ) پیشاپیش آماده کردم شاید کم و کاستی هایی داشته باشد به دلیل عجله

 در نگارش . اما هر چه هست تقدیم به اوست و امید که ازمن بپذیرد.

لينک ثابت | نوشته شده در  ۱۳۸٩/۳/٢۳ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ  توسط شهلا - فراهانچی  نظرات ()