فریادی از بلندای درد ...

بعد از یکماه و دو هفته، باورش هنوز برایم سخت است ...چگونه درد توانست صبوریم را به بازی بگیرد؟!

سکوت مرموز یک بیمارستان با فریاد هایم شکسته شد . مثل استخوانی که با تَرک برداشتن و از جا در آمدن، توانست شدید ترین و درد ناک ترین اتفاق زندگیم شود .بر خوردم با دیوار و سقوطم به زمین حادثه ای بود که هنوز هم گرفتارش هستم.

آن شب دانستم پول، مرگ را هم به بازی می گیرد . اگر نداشته باشی دردت دو برابر است و اگر میلیون به بالا در جیبهایت موجود باشد خیالت فقط با درد خواهد بود نه همراه با اندوه بی پولی. اما شکر خدا من از این نظر ََخیالم راحت بود . آن شب تنها با یک دست آسیب دیده  و بسیار دردناک راهی اطاقی شدم برای بستری شدن و انتظار فردا و عمل و ...

اما صدای فریاد یک نفر دیگر شاید آن شب سکوت یک درمانگاه و یا بیمارستانی راشکسته باشد همراه با اندوه و درد نداشتن پول .

امروز که حالم تا حدودی بهتر است به یاد آنها که فقر اجازۀ نجات جانشان را ازآنان سلب کرده و امیدشان تنها لطف خداوند بوده دعا می کنم برای همۀ دردمندان و بیماران بی بضاعت سرزمینم.

 

اگر پرنده های افکارم

دوباره خیال پرواز داشته باشند

چگونه دستهای ناتوانم قادرند

سطرهای سفید کاغذ را

با کلمات لطیف و عارفانه

پُر کنند؟!

اینجا میان درد و بی دردی  

یکی را باید پذیرفت

ومن

نمی توانم سکوت را بپذیرم

در مقابل فقر و اندوه فزاینده ای که

زندگی ها را

در گردباد ویرانی به هم می پیچد.

مدتهاست که انسانیت

وجدانم را رها نکرده

و نگاهم

دنبال ستاره ای می گردد

که نشانه دار نام توست.

شاید زمانی در واقعیت یک آرزو

بتوان عدالت را

در چشمان تو ، به تصویر کشید

و در یک روز بارانی

با موسیقی قدمهایت

به دست افشانی و پایکوبی زمین

دعوت شد

...

پی نوشت:

از تمامی دوستانی که جویای حالم بودند و هستند تشکر می کنم. این متن رابا مشکل و درد دستم که همچنان آزار دهنده است آماده کردم تا بگویم مراقب تک تک اعضای بدنمان باشیم .از بین رفتن و یا آسیب به هر کدام از آنها صدمه جبران ناپذیری خواهد بود تا همیشۀ عمر.

پی نوشت ماه مبارک رمضان:خوشا براحوالتان ...در این ماه میهمان سفره ای  هستید یه گستردگی یک آسمان برکت و رحمت که با دست های مهربان او تدارک دیده شده .آیه های قرآن شکوفه های بهار را تداعی می کند که با دستان تو و گشودن صفحات ابن کتاب آسمانی به ُگل می نشیند .

ماه پر منزلت رمضان بر تمامی مسلمانان مبارک...

پی نوشت: ولادت با سعادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی (ع) اولین گل باغ علی و فاطمه و دومین ستارۀ آسما ن امامت  تهنیت .

فدای تو ای امام عزیزم که همیشه شفاعتت شامل حالم بوده.

/ 58 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داود

سلام دوست عزیز. مناجات زیبا ودلنشینی بوددر وداع با ماه رمضان ولی افسوس که دیر نگاشته اید . موفق باشید.[گل]

زهرا

سلام مهربان / [لبخند]

یاسر

سلام استاد عصرتون بخیر ....[گل] بهترید انشالله؟؟

یاسر

سخت آوردم به دستـت سـاده تـرکــم مـی کنی زندگی سخت ست اما زنده بودن سخت نیست زنـده بـودن را چـرا از زنـدگـی کم می کنـی؟ این منم مـردی کـــه با هـر بـار از نـو دیـدنـت حس و حـال تـازه ای در او فــراهـم می کنـی گلـه ی آهـویـی و با چشـم هــــای وحشـی ات در دل ایـن شیـر مستـاصـل شـده رم مـی کنی از سر کفـرم به ایمـان می رسـم وقتـی کـه تـو چشـم هــایت را دو شیطـان مجســـم می کنــی استکـان هــــای نگـاهـم خستگــی در مـی کنند [گل]

یاسر

هرچند گاهی بیگناهم!باز محکومم با بالهــــــای بسته به پرواز محکومم فکر سرانجام رهایی نیستم زیــــــــرا جرمم نفس بوده ست و از آغاز محکومم من به حضور ماه هم شک داشتم اما حالا به باور کردن اعجازمحکــــــــومم!! من زنده هستم گرچه دنیا بیخبر مانده ست عمری به پنهان کردن این راز محکومم عمری به تاریکی!وحالا زل زدن،هرروز خورشید را با چشمهای باز محکومم هرچند پشت میله تنها بغض می چسبد! من در قفس به خواندن آواز محکومم!!!!

یاسر

یک شب دل تو پرنده شد،ماهی شد تا آبی بیــــــــــــــکرانه ای راهی شد یک روز چو این علامت پرسش،تو قلاب دهـــــــــان ماهیان خواهی شد...

یاسر

نیایش حضرت رضا علیه السلام : بار الهی مرا از دلهره ملاقاتت درامان دار، و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده، پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو مى شود قرار دادم اگر با این همه، خواسته ام را رد كنى ، امیدهایم به تو به یأس مبدّل مى گردد، همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى دیده و او را از درگاهش رانده، و آقایى كه از بنده اش عیوبى دیده و از جوابش سر باز مى زند. واى بر من اگر رحمت گسترده ات مرا فرانگیرد، اگر مرا از درگاهت برانى ، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟ اما... اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده، و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى ، چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده، و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولایى را مانى كه لغزش بنده اش را نادیده انگاشته و به او رحم كرده است. در این حالت نمى دانم كدام نعمتت را شكرگزارم؟ ... آیا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده، و گذشته هایم را بر من مى بخشایى ؟ ... یا آن گاه كه با آغاز كردن كرم و احسان بر عفو و بخششت مى افزایى [گل][گل][گل]

یاسر

نیایش حضرت رضا علیه السلام : بارالها! در پیشگاه تو ایستاده ام، و دستهایم را بسوى تو بلند كرده ام، آگاهم كه در بندگى ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى كرده ام، اگر راه حیا را مى پیمودم از خواستن و دعا كردن مى ترسیدم... ولى … پروردگارم! آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ، و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مى دهى ، ... براى پیروى ندایت آمدم، [گل][گل]

پروین

سلام وبلاگ زیبایی داریم من که ساعتها در آن غرق بودم می خوام لینکت کنم اگه دوست داشتی به من سر بزن و اگه خواستی لینک کن . سپاس