به خاطر تو

 این خانه هنوز بوی برف و باران زمستان را دارد و نسیم اش سرد است و سوزناک.

بهار هم گذشت اما  اینجا  همچنان بسته مانده بود و بی رونق.

 

امشب به یاد ت ، قلمم برای نوشتن شوقی تازه یافت .

در این روزها که لبخند را بر لب خیلی ها شاهد بوده ام، نیمه شعبان هم شادی مضاعفی شد برای این دگرگونی.  .

اتفاقات خوش آیندی که به لطف خداوند پیش آمده ،سر فصل تازه ای است برای غبار روبی دلهای اندوهگین .

پرده ها را کنار زده ام تا درخت شاداب همسایه همچنان رنگ سبز را در آینۀ چشمانم به تصویر در آورد و گلهای خوشرنگ باغچه ، مرا مجذوب خودشان کنند.

نمی دانم ... انگار در هیاهوی مردم گم شده ام و همراه با فریادشان در این ایام ،خودم را هم فراموش کرده ام !

جای پای بهار هنوز میان زمین و آسمان باقیست و من برای آب دادن به گلهای میخک

عجله دارم...

 از اطاق روبروی باغچه کسی آهنگی را زمزمه می کند و با انگشتانش بر سیمهای نازک سه تار  ، ضربه می زند.

گرما خودش را به کوچه ها رسانده و از میان شکاف درها به درون اطاقها َسرَک می کشد.

صورتم از حرارت تابستان ُگل انداخته و دستهایم  اندکی مرطوب شده ...

در آیینۀ روبرو  ، دقایقی خودم را بر انداز می کنم . مقداری فرق کرده ام. شاید لاغر تر از پیش ... با اینکه از گرما کلافه می شوم  اما برای ورود تابستان ، دستهایم را به نشانۀ سلام و خوش آمد ، تکان می دهم.

چند تکه یخ ، درون لیوان بلور پر از آب ، وسوسه ام می کند.

سرو صداهاهمچنان ادامه دارد.جشنها و شادیها همه با هم آمده اند به سراغ لبهای بدون لبخند مردمی که مدتها بود انتظار ش را می کشیدند.

تهنیت باد این ایام بر مردم سرزمینم ...

 

 

فرشتگان هرسال

شادمانه خبر می دهند

ولادتت را...

این روزها

حکایت دلتنگی هایم

به درازا کشیده ...

تهنیت باد میلاد عدالت گستر زمین بر چشم انتظاران فرج

یا مهدی ادرکنی

 

 سفره ای به گستردگی یک آسمان پهن کرده ای تا گرسنگی ام را بیازمایی . و من چه بی تاب ، چشم به ساعت دوخته ام و گوش به صدای اذان مغرب ، تا سیر کنم شکم بهانه گیرم را. اما تو منتظری که صدای ربنای مرا بشنوی قبل از دست بردنم به سوی طعامهای رنگین سفره !
خدا نکند مردود این آزمون باشم

پی نوشت امروز: عید سعید فطر مبارک .

 

 

/ 58 نظر / 57 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زادچهر

درود فراوان بزرگوار برای دیدن نگاره های دژ هزار در واقع در ایلام دعوتید به وبلاگ تاریخ و دانستنی های ناب ایرانمان سرافرازم کنید.[گل]

احمدی

سلام . امسال برای عید فطر چیزی ننوشتم . می دانید چرا ؟

احمدی

سلام ... سلام بر بینائی، سلام بر روشنائی! 17 مهر 93 روز جهانی بینائی برشما مبارک . به امید داشتن دیدی بهتر و چشمی روشنتر برای دیدن دنیائی بهتر.

احمدی

این روضه عشق است که هر روز به نوا ی جدیدی خوانده می شود این قصه عشق است که هر روز به زبانی دیگر گفته می شود ، این دردعشق است که هر روز تازه تر می شود، این رنگین کمان عشق است که هرروز به شکلی و رنگی جلوه گر می شود این دریای عشق است که هر لحظه موج تازه ای راه می اندازد . این کاروان عشق است که از ازل تا ابد به راه افتاده است

هیچکس

اوه دوست خوبم ، میدانی چه لذتی دارد بروی سراغ وبلاگ دوستی که فکر میکردی دیگر نمینویسد بعد ببینی خدا را شکر هنوز هم هست چقدر خوشحالم دوست خوبم ، دلت همیشه گرم باشد ،

سعید(گیلان استان زیبای من)

سلام به خانم فرهانچی عزیز دنبال موضوعی می گشتم که از گوگل به وب زیبای شما رسیدم و زیباتر اینکه توی پیوندهای اصلی شما اسم دکتر روشن فومنی را دیدم. الان نمی دانم چی بنویسم فقط میخوام بگم من از دوستان وبلاگی دکتر روشن هستم و در چند سایت باهم تبادل لینک کرده بودیم ولی متاسفانه به طور ناگهانی از بین ما رفت نمی دانم چرا و به کجا لطفا چنانچه ادرس یا وب جدیدی ازش دارید به بنده اطلاع بدید چون دلم واسه اشعار زیبایش خیلی تنگ شده هر چند هر ازگاهی به وبهای قبلی اش سر می زنم یادش بخیر ممنون می شم حداقل سری بهم زده و خبرم کنید یا اگر دیدیش سلام من و بهش برسونید تا بعد

سعید(گیلان استان زیبای من)

سلام ممنون از حضور صمیمی تان بالاخره انتظار به سر رسید و دکتر فومنی عزیز واسم کامنت نوشتند گفتم به شما هم خبر بدم ممنون

سعید(گیلان استان زیبای من)

سلام ممنون از حضور صمیمی تان بالاخره انتظار به سر رسید و دکتر فومنی عزیز واسم کامنت نوشتند گفتم به شما هم خبر بدم ممنون

احمدی

عید من ! بهارمن ! روح من ! روان من ! زهرای من ! بانوی بهاری من ! • سبزه ها به عشق تو می رویند غنچه ها به روی زیبای تو باز می شوند ! گلها به بوی بهشت تو خوشبو می شوند ! شبنم ها به عصمت تو می درخشند درختها به استقامت تو قیام می کنند! اگر تو نبودی ، شکوفه به چه کاری می آمد؟!