عاشورایی دوباره

 

نام تو ای حسین، بار دیگر در تکرار تاریخ ، زمزمۀ لبهایمان شد ه .

دوباره کاروان سالار عشق خیل یارانش را به مصاف یزیدیان عالم روانه کرده. ادامۀ حج در کربلا خواهد بود و لبیک آخر را با گلوی بریده خواهی سرود .

زنی سیاه چشم با گیسوانی که عطر و بوی زهرا را دارد همراه توست . لحظه ای چشم از تو بر نمی دارد. او عاشق ترین خواهر دوران ، یعنی زینب است .

آمده تا مدال صبوری را در بالای گودال قتلگاه بر گردن بیاویزد . آمده تا در هوای حسین نفس بکشد و آخرین نفس هایش را  ببوید و ببوسد .

او پیغام برادر را خواهد برد به بارگاهی که بوی شراب در تنفس ابن زیاد مَشامش را آزار خواهد داد  تا ُاف کند بر صورت یزید و اَریکه نشینان دست نشانده اش.

یا حسین ...تو آزادگی را خواهی سرود  در صحرایی که در برابرت کفر و عناد ایستاده .لا اکراه فی الدین..... کلام خداوند است و تودر ادامه فریاد خواهی زد : اگر  دین ندارید لا اقل آزاده باشید.

زینب و عباس تکیه بر تو دارند و تو بر هر دوی آنها امید بسته ای .در نگاه زیبای برادر نقش آب را دیده ای و َمشک را بر شانه اش می آویزی به علامت سقّای کربلا . تو وفاداری را تنها در او یافته ای و می دانی عباس وجودش از عشق به تو لبریز است.

آب از نگاه عباستا به ابد شرمنده خواهد شد وقتی دستهایش در کنار نهر علقمه از بدن نازنینش جدا می شود و نخلها از اندوه خم می شوند زمانی که چشمان شهلای عباس

از تیر دشمن به خون می نشیند.

ای ابراهیم نینوا ، تو نه یک نفر .......بلکه  72 نفر را به عشق خداوند به قربانگاه فرستادی...

نگاه کن بعد از تو بر سر ما چه آمده . مظلومیت خاتمه نیافته و در تاریخ هم چنان تکرار شده . زمین گل رنگ است از خون و فریاد هل من ناصر ینصرونی ات انعکاس دارد در تمامی زمین. با نام و یادت چه دلها که هنوز اندوهگین است . عاشورا  آتشی بر سینه ها افکنده که چون شمعی در شام غریبانه ات می سوزد و خاموشی ندارد . ببین که گروهی در عزایت چه می کنند. تنها اشک می ریزند در حالیکه به حقیقت قیامت پی نبرده اند. دستجات بر سرو سینه می زنند و مجالس روضه خوانی شور و حالی می دهد .

از شمر و یزید می گویند و ... اما در اطراف ما یزیدیان زمان شمشیر تیز می کنند برای کشتن حق و دار زدن عدالت . نمازمان خم و راست شدن است در مقابل خداوند و فکرمان انباشته از مادیات و کمبود ها، اما تو درنماز عاشورا به شهادت اقتدا کردی در مقابل صف دشمن و رگباری از تیرهای زهر آلودشان. تو قدرت و مقام را زیر پا له کردی و دست بیعت به سمت شیطان زمان دراز نکردی. اینک ماییم و دنیایی ناشناخته پر از شیطانهایی از جنس آدمیزاد .

 آنها که رفتند کاری حسینی کردند و آنها که مانده اند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی اند . سخنی از دکترعلی شریعتی.

و در آخر از خود مان باید بپرسیم :در این دوره از تاریخ  و با ادعا به دینداری، برای عمل به این سخنان گهر بار ، چه کرده ایم؟؟؟

 ***

شاید یک روز

عمق فاجعۀ کربلا

 تورا با طناب ایمان

از چاه نا باوریت بیرون کشد .

آن وقت خواهی دانست

می شودغیراز اشک

 تبسّم کرد به حسین ...

انسانی که

مفهوم عشق ورسیدن به معبود را

در شهادت یافته بود .....

پ.ن :حسین یعنی عشق ، آزادگی ، هدف ، اندیشه ، جوانمردی  و در کل یعنی گذشتن از دنیا و رسیدن به نور مطلق...

 

پی نوشت:بندگان خداوند بترسید از خشم خدا که یکی از نشانه هایش نیامدن باران است و خشک بودن بسیاری از شهرها از نبود آن. چقدر گناه؟ چقدر سرکشی؟ چقدر ظلم .....بیایید در این روزها که به یاد حسین و یارانش اشک می ریزیم سعی کنیم اگر به کسی ظلم کرده ایم و یا از دستورات پروردگار سر پیچی نموده ایم و یا دلی را شکسته ایم  توبه کنیم و به سوی خدا وند باز گردیم.

پی نوشت جدید: الهی صدها هزار بار شکر که خداوند بخاطر مومنان واقعی که هنوز هستند و دعای نیکان و خداشناسان ، باران را که بدون آن حیات بشر ممکن نیست در این چند روز نازل کرد. من صد در صد ایمان داشتم که بخاطر سوک امام حسین هم که شده خداوند لطفش را از ما دریغ نخوا هد کرد و به طور حتم باران خواهد امد و همین هم شد . سپاس ای مهربانترین ....

/ 47 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجيد

سلام.... وووووووييييي آدم از اينجا مي ترسه! چقد سيستم رادار آمار و رديابي گذاشتي[نیشخند] دست كمي از سازمان اطلاعات و امنيت نداره[نیشخند] ايام به كام خانم فراهانچي[گل]

آریان

با سلام خوب من شب یلدای سبز و خوبی داشته باشید من ، تو ، او هیچگاه در کنار هم نبودیم هیچگاه یکدیگر را نشناختیم آریان

آزاده

سلام ممنون از مطالب زیباتون و حسین بیشتر از اب تشنه لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند" دکتر علی شریعتی "

آسمان

سلام دوست خوبم چطوری؟ مدتی مریض بودم راستش خیلی التماس دعا دارم[خمیازه]

مجيد

خواهرم شهلای عزیز سلام صدا کردن ات با اسم کوچک " شهلا " بواسطه ی احساس صمیمیت و همنوا شدن با ترنم گامهای دوستی و محبت است که با چنین حسی می توان خوشبختی لحظه های زندگی را ملموس تر تجربه کرد. وگرنه شما را اگر بواسطه ی کم تر بودن سالهای زندگی تان استاد نخوانم اما خانم فراهانچی همیشه بزرگوار برایم بوده و هستید . بنابر این گرچه خطابه هایم را در نوشتن برای تو مفرد می انگارم اما تو ای رها در آسمان اینهمه آرزوی خوب! هزار آرزوی جانانه دارم که شخصیت والای تو بر کس پوشیده نباشد و حرفهای خودمانی مرا بر جسارتم ننویسند....نیز در کنار این خیال ، آرزو می کنم تعداد جوجه هایی که در آخر پاییز و از هر رویای نیک می شماری هیچ کمتر از روزهای اول شان نباشد که شمرده بوده بودی...! در کنار این آرزوها برایت واژه ای سبز می کارم که ای هوایی کرده ای باغ آرزوها به شوق بهار !اگرچه یلدا به زمستان می نشاند روزهای زندگی زمین را ، اما امیدوارم حس تازه ی رویش بهار در لحظه های تو آشکار بماند و همیشه یادت بیاورد تا یادت باشد که یادت نرود چقدر برایم حضورتو بهانه ای می شود برای سراسیمگی اندوه ها و احساس سعادتی که از درون می خی

مجيد

یلدایی که نه فقط در باور ،‌ که در وجودش نیز بلندی را در همه ی دلها می آکند که بلندترین شب سال تنها تصویری از آنهمه بلندی است که در یلدای امسال همنوای آرزوهای خوب من برای تو گردیده است... سربلندی....عمری بلند و با عزت....شادیهای مستمر و خنده هایی از ته دل که با بلندترین صدای شادامانی می خیزند و قهقهه را می سازند.... همه ی اینها آرزوی من بود برای تویی که اینچنین در لحظه لحظه های بلندترین شب سال و از پشت پلکهای خیال عبور ات دادم و در انتهای حرفهایم آمین را تکرار کردم و دوباره دعای آنکه سینه ات از آرزوهای بر آورده ام آكنده باد .... [گل][گل][گل]

یه شقایق

سلام دوست خوبم..تو پستهای بالایی نمیشه کامنت گذاشت امیدوارم که حالت کاملا خوب شده باشه[قلب]..در وصف یلدای انتظار واقعا زیبا نوشتی ..بسیار دلنشین و لطیف..الهی همیشه برقرار باشی دوست گلم[گل]

عاشق کوهستان

سلام علیکم خوشحالم الحمدالله حالتون خوب شده[گل] یلدای انتظار تو با اون تصویر زیبای جاده ی خاکی و کوه و نوشته ی دلچسب شما و بیاد مولا عالی بوده. چند ثانیه از عمر همین یک شب یلدا باعث شده تا صبح به یمنش بنشینیم ده قرن ز عمر پسر فاطمه طی شد یک شب نشد از هجر ظهورش بنشینیم ... همتم بدرقه ی راه کن ای طایر قدس که دراز است ره مقصد و من نو سفرم