وقتی تو نباشی...

وقتی تو نباشی

به چه امیدی باید دلخوش بود؟

به گلهای باغچه ای که دارند خشک می شوند؟

یا به زمینی که دیگر دوستش ندارم؟

وقتی تو نیستی

از دستفروشان شهر

گلهای نرگس  را به چه شوقی باید خرید

 و در گلدان بلور کنار پنجره گذاشت ؟

تو نیستی تا ببینی چقدر اندوهگینم.

حکایت بیقراریم

و دلتنگی های غروب جمعه ها را

شاهد باش.

تا به کی باید اشکهایم اجازه داشته باشند

برای سیلاب  شدن

و بی اراده رها شدن  های گاه به گاه...

هر چه نوشته ام به عشق تو بود

و هر کلامم  مخاطبش تو بودی.

اینک خسته ام ...خسته

مولای من؟روحم در تلاطم یک احساس آسمانی  و یک تضاد ،برای درک دیگران سر

گردان است. نمی دانم چه هستم و چه می خواهم ؟ گویا در آفرینشم تفاوتی با

 درک نکردن  آنها ا حسا س می کنم ؟مدتهاست که دنیا برایم بی بها شده.

مهربانم ، امّا  رنجیده خاطر از  کسانیکه دل و زبانشان  یکی نیست.

 از ریا و  دو رنگی و بی اعتقادی ...از کمرنگ شدن عاطفه ها...از...

کاش سنگی بودم کنار جادّه ای و یا درختی تنها در یک دشت گسترده از شقایق های

سرخ. کاش  صدفی بودم تهی بر ساحل دریا  و یا پرنده ای کوچک بالای شاخه ای !!!

امروز به اندازۀ سالهای از دست رفته ، حرفها داشتم . من شاهدم بر اندوه انسانها .

 بر ظلمها و بی عدالتی ،شاهد فقر کودکی دست فروش  در کنار دیواری سیمانی و

سرد . من بر دستهای محتاج  جوانی آرزومند تکه نانی بیشتر نمی بینم.

من شلاق را به جای محبّت دیده ام ...

صبر من به اندازۀ توانم است نه بیشتر ..کی خواهی آمد؟ نشانه ها دارند هویدا

می شوند.

ظهورت آرزوی دقیقه هایم شده. ببین بر دستهایم گلهایی را که تنها برای تو  فراهم

گردیده. عطرش زمینی است و گذرا .. آسمانی اش کن مولای من...آسمانی ...

تعجیل کن بر ظهور. بیا که زمین مشتاق قدمهای توست و آسمان  بی تاب کوکب

پر فروغ ات .

چشمانم بارانی نگاهت و دستانم  معطّر از َلمس ردای سبز و ُمتبرکت .

پی نوشت:....

ای غم دوباره سراغم گرفته ای ؟!!!

دست ا ز دلم بدار که اشک

هر شب به گونه بود و من

بی یاد آن قیام حسینی نبوده ام...

پی نوشت:

صدای دف و نی بگوش می رسد. آسمان ستاره باران است و نگاه نرگس

حیران  و نگران .تو انتخاب شدی برای عدالت و مقابله با ستم . انتخاب شدی

 برای یک انتظار طولانی .بیا که چشم براهت هستیم....

****سالروز آغاز ولایت امام منتظران مهدی موعود(عج)

 بر تمامی شیعیان جهان مبارک.****

 

/ 51 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تلخون

زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست

روح الله احمدی (بلبل)

سلام احساس نوشته تان ستودنی است تصویر گل نرگس و دست فروشان واقعا عالی بود مرا سر ذذوق آورد ممنون

شاعرگمنام

سلام عزیز دلبند از عنایت بی دریغ شما شرمسارم . ایام به کام و سلامت باشید .

حبیب

سلام هموطن بنده اصالتا مشهدی نیستم وفقط ساکن مشهدم وزادگاهم خوزستانه بهرحال هرکجایی باشیم هموطنیم همدلی از همزبانی خوشتر است سعی می کنم به بقیه وبلاگهات سر بزنم خوش باشید

مروارید عرفان

سلامی به بلندای آسمان آبی [گل] سلامی گرم به لطافت بهار [گل] سفر خستگیها و مشغله خودش را دارد ، و منهم بعد از بازگشت کمتر فرصت پیدا کردم سراغ شما خوبان بیایم ! واز این بابت شرمنده ام [خجالت] آغاز ولایت بر تو نیز مبارکباد ! ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی // دل بی تو بجان آمد وقت است که باز آئی با مطلبی مغایر با همیشه ، انتظار قدوم مهربانت را دارم ! شاد و بهاری باشی [لبخند]

احمد مهری

روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود.... و من ان روز را انتضار می کشم حتا روزی که دیگر نباشم. شاملو. زیبا می نویسی[گل][گل]به روزم.

یاسر

" یا صاحب العصر و الزمان ( روحی فداک ) دل بی قرار مرا دریاب " جمعه یعنى یک غزل دلواپسى جمعه یعنى گریه هاى بى کسى جمعه یعنى روح سبز انتظار جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار بى قرار بى قراری هاى آب جمعه یعنى انتظار آفتاب جمعه یعنى ندبه اى در هجر دوست جمعه خود ندبه گر دیدار اوست جمعه یعنى لاله ها دلخون شوند از غم او بید ها مجنون شوند جمعه یعنى یک کویر بى قرار از عطش سرخ و دلش در انتظار انتظار قطره اى باران عشق تا فرو شوید غم هجران عشق جمعه یعنى بغض بى رنگ غزل هق هق بارانى چنگ غزل زخمه اى از جنس غم بر تار دل تا فرو شوید غم هجران دل جمعه یعنى روح سبز انتظار جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار بى قرار بى قراری هاى آب جمعه یعنى انتظار آفتاب لحظه لحظه بوى ظهور مى ید عطر ناب گل حضور مى ید سبز مردى از قبیله عشق ساده و سبز و صبور مى ید [گل][گل]" اللهم عجل لولیک الفرج "[گل][گل]

یاسر

قال الإمام المهدي ، صاحب العصر و الزّمان ( عجّل الله تعالى فرجه الشّريف ) : اگر شیعیان ما در وفای به عهد و پیمان الهی اتحاد و اتفاق می داشتند و عهد و پیمان را محترم می شمردند ، سعادت دیدار ما به تأخیر نمی افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل می شدند .....[گل][گل]

رضاپارسی پور

سلام شهلا جان...ممنونتم.شما دیگه چرا ؟! من و دلخوری ؟! اونم از شما ؟! نه بابا من حال خودم خرابه.یک موقعهایی اصلا به هیچ کامنتی جواب نمیدم.نه که بخوام محبت بچه ها را فراموش کنم و پاسخگو نباشم.نه.خودم میریزم به هم و باز زمان میگذره و کوک و رو براه میشم.تو که خیلی برام عزیز و گلی...اصلا اونطوری فکر نکن.همه ی بچه هایی که میان-باغ باران-هر کدام یه جوری با معرفت و برام عزیزن...بازم ممنونتم.شاد و سلامت باشی.