سلام بر روح آسمانی ات

 امروز نوبت توست ای سردار عشق و انسانیت .روز سی و یک خرداد ،درست یک روز فاصله با شهادت دکتر شریعتی، تو در سال هزار و سیصد و شصت به لقای محبوب نایل شدی. و او  چهار سال قبل از تو . 

من زمانی شناختم ات که نبودی . در جبهه های سوسنگرد و نبرد  با  دشمن ، جانت را فدای  ایران و ایرانی کردی.

تو به مقام و افتخار در کشور قدرتمند ی چون امریکا پشت کردی و در حالیکه بالاترین  در جات  علمی ( دکترای فیزیک هسته ای)را کسب کرده بودی ابتدا به مصر و سپس به لبنان رفتی تا جسم ات فولادی آبدیده شود.اما روح ات همچنان لطیف ماند و شکستنی.تو شاعر بودی و مردی سیاستمدار، نقاش، مجاهد ، وکیل ، مبارز ، سردار و از همه بالاتر یک انسان  واقعی...

کاش اینک بودی که چون یک لشکر میلیونی یاریمان می کردی.  زمانی که  در نبودت شبها همسر لبنانی ات از تو  می گفت آنقدر جذب سخنانش می شدم که اشک مجال نمی داد .اینک همان احساس را دارم.او گفته  بود که از تو تنها چمدانی باقی مانده . خوشا که چون پرنده ای سبکبال به سوی آسمان و به نزد محبوب ات رفتی . بدون قید و بند و  و مادّیات  بی ارزش  دنیا... 

مرا توان از تو گفتن نیست. در جبهه ها دوستت داشتند  و افتخارآفرینی بودی که  تاجی بر سر نداشتی.نیایش ات با خدا زیباترین کلماتی بو دند که در دل شب موجو دات را به سکوتی ملکوتی وا می داشت.

آه ای سوسنگرد آیا قدم های او را به یاد داری؟جسم پاک و خون آلودش را چگونه  زمین  اجازه گرفت که  در آغوش گیرد؟

ای مفهوم تمام و کمال انسا نیّت کاش زود تر می شناختم ات .کاش مانند تودکتر چمران  دیگری  در وطنم بود  تا به او افتخار کنیم ودر پشت اش بایستیم .امّا نیافتیم  اش زیرا که تو باید بی نظیر باشی...بی نظیر.

» چمران شیفتۀ دکتر علی  شریعتی بود »

درپایان، قسمتی از نوشتۀ تو را که برای مرگ او نگاشته بو دی ذکر می کنم.

 ای علی، همیشه فکر می کردم تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متاثرم که اکنون من بر تو مرثیه می خوانم. تو را وقتی شناختم که کویر ترا شکافتم و در اعماق قلب و روح ات شنا کردم و احساسات خفته و نا گفتۀ خود را در آن یافتم.    

«روحت شاد ای تجّلی انسا نیّت»

 به مناسبت سالگرد پرواز شهید دکتر مصطفی چمران رقم زده شد

/ 20 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بچه کلاغ

خوش به حال شما که تاریخ دستتون من فقط ده روز خبرگان توی ذهنم مونده می خوام ببینم شمردن رای که نصفه روزم طول نکشید پس 10 درصد اتفاقی شون چرا این همه روز طول میکشه دیگه یاد شهید و سال مرگ یادم نیست ممنون بابت یاد اوری

افشین احمدپور

سلام علیکم.گفتیم این وقت شب بیایم خواهش کنیم که موقع کامنت گذاشتن آدرس وبلاگتون رو بذارید که این دوستان ما در به در و آوراه و بیچاره و خانه خراب و ...نشن!!!

سعادتخانی

سلام ....................... یادش گرامی باد وقتی در اولین روزهای جنگ به اهواز اعزام شدیم 17 سال بیشتر نداشتم وفرماندهم در قرار گاه جنگهای نامنظم شهید چمران بود و چه با عظمت وبا شکوه بود همین که اسمش به عنوان فرمانده بالای سرمان بود انگار قدرت بزرگترین ارتشهای جهان در رگهایمان جاری شده بود... و من دوبار از نزدیک دیدیمش یعنی کنارش بودم یک بار در دانشگاه اهواز که مقرمان بود.ودیگر بار در سوسنگرد........... یادش گرامی باد..گرامـــی

یاسر

یک پند : همیشه سعی کن !!! شادی را علت باشی نه شریک و غم را شریک باشی نه علت [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

سمانه ش

[خداحافظ]

صحبت

شهلا خانم گرامی خواندم نوشته ی مناحات گونه ات را. با آزادی به روزم

رسول

کار فلشت مخصوص وب 3 هست جگرررررررر

رسول

کار فلشت مخصوص وب 3 هست جگرررررررر