یـــــادهــــا و یــــادگـــارهـــا

 

 

پله های سنگی خانه . درخت ُپر شاخ و برگ جلوی پنجره. در طوسی رنگ...نشانه های تو را دا شت ای کودکیهای آرام و سرشار از نشاط گذشته. برای تکرار آن روزها دیگر خیلی دیر است. خیلی...

 

 یادتان اینک در گذشت زمان ، بی رنگ شده و غبار گرفته .

 

 

 

 یک اطاق با دری که به حیاط باز می شد و پنجره ای که از خیابان نور می گرفت و خدایی که در نگاهم به آسمان آبی ، حضور داشت.  کوچه ای که بوی عطر یاس می داد و همسایگانی که لبخند ، همراه سلامشان بود، شاید عجیب باشد اما  هنوز یادشان در خاطرم هست. مگر می شود مهربانی ها را فراموش کرد؟ ! باورش  برایم سخت است که آدمها چگونه بی رحمانه ، خوبیها را با بدی جواب می دهند. تجربه تلخی است که بارها و بارها برایم  تکرار شده .  یک آلبوم  که عکسهای قدیمی را با گوشه های طلایی ، به ورق های خاکستری رنگ و ضخیم  آن چسبانده اند مرا به یاد گذشته هایی دور می اندازد که تنها یادگارهایش همین عکسهاست. پدر بزرگ با جذابیت همیشگی و کلاه و پالتوی آلامد و شیکش ، چهرۀ پر ابهت و مهربان که اغلب بدون لبخند است مرا می برد به فراسوی خاطرات یک ملاّک بزرگ که شایستگیها یش او را به آن مقام رسانده بود.

او دیگر نیست و خیلی ها  هم نیستند  . چشمانم  به یادشان نم اشک می گیرد  و دلم تنگ لحظه هایی می شود که با آنها گذراندم اگر چه مدتی کوتاه بود و یا آن قدر بچه بودم که یادشان فقط در یک عکس  ثبت شده.

پـــــــــــی نــــــوشت:

یادها و یادگارها ، هویت ما هستند و خانواده ریشه در همین گذشته ها دارد. چه حیف که آشنایان دارند از خاطرمان می روند و سر زدنها و دیدارها از اقوام تنها به تلفنی و پیغامی اکتفا می شود و چه بسا در سالهای آینده ، آن هم به فراموشی سپرده شود. بهانه امان برای نرفتن  به خانه اشان گرفتاریها شده و دوری راه و ..... آه  و افسوس که دلتنگیها جایش را به بی تفاوتی و بی مهری خواهد داد اگر روزگار آدمها همین طور پیش رود.

والسلام

 

/ 44 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسافر88

سلام خداقوت پــ ــرونـــده مــنــو بـــردن پـیــشــش . . . یــه نــگــاه انــداخــت . . . غـصــه خــورد . . . امــا هـیـچــی نـگـفــت . . . ســکــ ــوت کــ ــرد . . . فـقـط یــه ســ ــر تـکــون داد . . . . . . ولــی بــاز هــم بــرام دعــــا کــ ــرد . . . اللهم صل علی محمدو آل محمدو عجل فرجهم التماس دعا

علیرضا

قطره هایی است زآب قطره های آبی آب ؟ آب یک روشنی است آب یعنی که حیات آب یعنی هستی تو بخوان حقً و حقیقت همه را ...

خمار(محسن)

سلام و ارادت زیبت بود

مهدی

خیلی دلنشین و زیبا بود.[گل]

مهدی

خیلی دلنشین و زیبا بود.[گل]

علیرضا

سلام اوًل هفته به بانوی شاعر

رضا

مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی. تو به من درس زندگی آموختی. تو چون پروانه سوختی و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختی های من ساختی. مادر، ستاره ها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از صداقتت. قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک. مادر، اگر نمی توانم کوشش هایت را ارج نهم و محبت هایت را سپاس گزارم، پوزش بی کرانم را همراه با دسته گلی از هزاران تبریک، بپذیر. فروغ تو تا انتهای زمان جاوید و روزت تا پایان روزگار، مبارک باد

یاسر

پیامبر اکرم می فرمایند : هر کس پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش جهنم دور می ماند . . . [گل][قلب][گل][قلب][گل] گر پادشاه عالمي...... آخر گداي مـــــادري [گل][قلب][گل][قلب][گل] گر پادشاه عالمي...... آخر گداي مـــــادري [گل][قلب][گل][قلب][گل] گر پادشاه عالمي...... آخر گداي مـــــادري [گل][قلب][گل][قلب][گل] گر پادشاه عالمي...... آخر گداي مـــــادري [گل]به بهشت را نمیخواهم اگر تو آنجا نباشی مـــــادري[گل] به یاد می آورم لحظه های فراز را .... كه صدای او اعتبارم می بخشید ....... و لحظه های نشیب را كه اعتمادم به یاد می آورم افرای افراشته ای را به یاد می آورم مـــــادرم را ...... [گل]در تمام زندگی ام مـــــــادرم تنها دلیل بودنم بود [گل] روزت مبارکــــــــــــــــــ فرشته خلقت . . . [گل]