زاده شده در فقر

               

دستهای کوچکش شاخه های گل را سخت می فشاردو بی تابانه چشم به ماشین

های عبوری دارد.نگاه معصومانه اش را با کدامین لغت می توان معنا کرد؟

پیراهنش وصله از بیکسی دارد و کفشهایش سوراخ شده از تیر بی عدالتی است.

شادی و غم برایش مفهومی مساوی پیدا کرده.

یک لبخند که عادتش شده و یک دست که همیشه باید دراز باشد به سوی

آنهایی که در جیبشان پولی پیدا می شود. بچه هایی که با کیف مدرسه هر صبح

از کنارش عبور می کنند مدتهاست که دیگر شوق آموختن را از او گرفته اند .

غروب که می شود  چشمانش رنگ افق را تداعی می کند . سرخ  از خستگی ،

از آلودگی هوا ...از پرسه زدنهای متوالی و از نخوردن یک غذای گرم کنار سفره ای

که حتی صدای بشقابهای چینی اش اشتها آور است و بوی برنج و نان تازه ...

آه که فقر چه بیداد می کند با جسم نحیف او....

 ****

مرد بی تاب نیست. گویی همه چیز بر وفق مراد است .نگاه سردش

حکایت از بی خیالی اوست . کنارش زنی نشسته با آخرین مدل لباس

که بوی گرانترین عطر فرانسوی را در فضای رستوران  پخش کرده.

میز پر است از نواع  غذاهای یک رستوران شیک و درجۀ یک .....

و آنجا کنار خیابان، یک نگاه ،حریصانه از پشت شیشه های بخار گرفته

آنها را به تماشا ایستاده و  آرزوهایش را  با انگشتانش شماره می کند.

 

پی نوشت ١:دوستانم اغلب بعد از حدود یک ماه منتظر مطلب جدیدی از من بودند

 اما حقیقتا نمی دانستم از چه کسی بنویسم و از چی بگم . قلمم انگار یادش رفته

شادی از چه حروفی  ترکیب شده .وقتی  روحم از بی عدالتی ها خسته است

چطور می تونم از بی خیالی و سرخوشی حرف بزنم و لبخندی هم چاشنی اش...

این بود که یکی از تابلوهای واقعی نقاش ظالم روزگار رو که قاب شده و روی

دیوارهای شهرم  آویزانه مثل فیلمهای صامت چارلی چاپلین که آدمها توش

فقط حرکت می کنند،  روی مانیتورم صحنه آرایی کنم و به اجرا در بیارم .

اون هم در دو سکانس صبح تا غروب .

پی نوشت ٢: دلم رو فقط خوش می کنم به این دو بیت مولاناجلال الدین (مولوی):

ما ز بــالاییم و بـــــالا می رویم                        ما ز در یاییم و دریــا می رویم

ما از آن جا و از این جا نیستیم                     ما ز بیجاییم و بی جا می رویم

پی نوشت:

سوم خرداد ، سال روز آزاد سازی خرمشهر قهرمان(خونین شهر ) مبارک .

/ 57 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمان

سلام عزیزم بالاخره شد که ما جای درست نظر بدیم حالت چطوره؟به هر حال امیدوارم هر جا که هستی تندرست و سلامت و دلشاد باشی[قلب][گل]

ف

[گل][قلب][گل]

رضاپارسی پور

سلام شهلا جان...ممنونتم.این که خیلی قشنگ و عالی بود.ولی چرا باز جلوی نظراتت را بستی خب این موجب میشه که نظرات اون مطلب در مطلب بعدی ثبت بشه و این خیلی فکر نمی کنم چیز جالبی باشه.بازش کن. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

رضاپارسی پور

سلام شهلا جان...به همه ی اون بهار نارنجهای شیرازت ، باز نمیشه !! شانس منه دیگه !! [گل][چشمک][گل]

آسمان

در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست، مادرم دعایم کن که با دعایت، دلم خانه ی دردها نیست به بهشت نمیروم اگر تو آنجا نباشی روز مادر برهمه مادران عزیز مبارک[ماچ][قلب][گل]

معلمی از جنس پائیز

ه ذهن راكد تكرار ناگهان بدهيد به كام دشنه و تابوت، طعم جان بدهيد چقدر گم شده ام من در ازدحام شما قسم به آينه، من را به من نشان بدهيد نه! آب، رفع عطش را نمي كند از من به جاي تكه ي نان لطفاً آسمان بدهيد و وقت مي گذرد زود دار زنيد به قدر صحبت آخر ولي امان بدهيد: «منم! من اين به گل آلوده روح زخميتان اگر چه جرأتتان نيست سر تكان بدهيد.»[گل]

معلمی از جنس پائیز

سلام خواهر مهربان وقتتون بخیر ممنونم از حضور سبزتون از لطف بی اندازه شما ممنونم[فرشته]

آسمان

سلام دوست مهربونم بازم مجبورم اینجا نظرب بذارم حالت چطوره؟ آپم دوست داشتی بیا