بهار بی تو ...

 

بنفشه های زیبا سلام ...گلهای مقاوم سرما دیده ، از شما باید آموخت صبوری را

که از زیر برف جوانه زدید. اینک باغچه ام از شما  رنگین است. کاش دلم هم

از یخ افسرده گی بیرون بیاید...کاش

نمی دانم باید بخندم یا همچنان خط اخم در میان پیشانی ام مهر و موم  شده باقی

بماند؟!!!

سلام می دهم بر زندگی دوباره ات ای طبیعت صبور . تو چهار فصل را بر دوش

می کشی و سنگینی آنها را در یک سال تحّمل می کنی اما من چه کنم با بار اندوه

سالها که قلبم را تنگ کرده و بی طاقت . همه غمها به کنار ، نبودن آن منتظر که

سالهاست فقط نامش را شنیده ام و از او گفته ام . بارها و بارها.

میهمان غایبی که بهار حقیقی وجود  اوست . نمی بینم برایش کسی آب و جارویی

کرده باشد  یا سفره ای بگستراند و یا از کنار پنجره بر جاده ای چشم انتظارش باشد؟!!!

نمی بینم تدارکی چیده باشند . نمی بینم...هیچ چیز نشان از استقبالمان از او نیست .

 وای بر من و ما....

اینک در روزهای پایانی سال و در حلول نو شدن ایّام از سرو رم مهدی(عج) تقاضایی

دارم. ببین که زمین بدون تو سبز نیست .ببین که شاد نیستم . هرچه هست ظاهری

است و بی محتوا . گلها در اشتیاق دیدن رویت جوانه می زنند. نسیم  به عشق

 گونه هایت و لمس آنهاست که نرم و ملایم شده!باران برای تو می بارد و پرندگان برای

تو می خوانند.کجایی که بهاری دیگر فرا رسیده ؟ آیا امیدوار آمدنت باشم ؟ آیا در این

بهار سر فصل تقویم، ظهور وآمدن تو خواهد بود ؟ آیا.....

می دانم که خواهی آمد اگر یک روز بیشتر به عمر زمین و حیات انسانها باقی نمانده

باشد.

به امید آمدنت هست که به بهار خواهم گفت:سلام....

/ 110 نظر / 111 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضاپارسی پور

سلام شهلا جان...ممنونتم.معطر باشی مثل همیشه. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

آسمان

sgام عزیزم دوباره تو قسمت بالا نشد نظر بذارم مجبورم اینجا بذارم با یک روز تاخیر شهادت حضرت فاطمه زهرا را به شما دوست عزیز تسلیت می گویم ولی دوست دارم روز تولد ایشان درباره این بانوی بزرگوار صحبت کنم تو آمدی و زن به جمال خدا رسید انسان دردمند به درک دعا رسید تو آمدی و مهر و وفا آفریده شد تو آمدی و نوبت عشق و حیا رسید هاجر هرآنچه هروله کرد از پی تو کرد آخر به حاجت تو به سعی صفا رسید احمد (ص) اگر به عرش فرا رفت با تو رفت مولا اگر رسید به حق با شما رسید داغ پدر، سکوت علی (ع)، غربت حسن (ع) شعري شد و به حنجرۀ کربلا رسید در تلّ زینبیه غروبت طلوع کرد با داغ تو قیامت زینب (س) فرا رسید با محتشم به ساحل عمّان رسید اشک داغ تو بود بار امانت به ما رسید تسبیح توست رشتۀ تعقیب واجبات قد قامت الصلاتي و حيّ علي الصلات شب گريه های غربت مادر تمام شد زینب (س) به گریه گفت که دیگر تمام شد امشب اذان گریه بگويد بگو، بلال سلمان به آه گفت: ابوذر تمام شد طفلان تشنه هروله در اشک می کنند ایّام تشنه کامی مادر تمام شد آن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع

آسمان

سلام مهربون آپ کردم دوست داشتی سر بزن [قلب][ماچ][قلب][ماچ][قلب][ماچ] [قلب][ماچ][قلب][ماچ][قلب][ماچ] [قلب][ماچ][قلب][ماچ][قلب][ماچ] [قلب][ماچ][قلب][ماچ][قلب][ماچ]

مسافر تنها

سلام. رواق منظر چشم من اشیانه توست....کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست باشعری به نام گذر عمر به روز هستم... منتظر حضور گرم شما دوست عزیز[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

رضاپارسی پور

سلام شهلا جان...ممنونتم.شاد و روشن باشی. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

رضاپارسی پور

سلام شهلا جان چرا آپ نمی کنی ؟! [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

گل نرگس

ئرووود بر شما عالی بود بهار بی تو... خوشحال میشم بهم سر بزنی و لینگم کنی