تهران... تو را چه شد؟!

                         

  شهر پر ازدحام من . به یاد داری سالهای دوری را که در

  سکوت کوچه های خلوت تو می شد، بوی یاسهای روی

  دیوارها و مهربانی مردم را حس کرد؟

    صدای گنجشکها، خوش آهنگ ترین نغمۀ خیابان هایت

  بودو طنین آهنگ آرام نسیم که از میان برگهای درختان

  کهنسال کنار خیابان می گذشت لالایی خواب شبانه ات!

  اینک که عقربه های بی رحم زمان، حال و هوا و عطر و

  بوی تو راتغییر داده،  به یاد آن سالهای از دست رفته 

   دلتنگ شده ام.

    «  باز بر می خیزد از هر کوچه بوی یا س ها

     فصل فصل چندم از سال است ، ای گیلا س ها؟ !»

   کجایند آن مردمان با صفا و بی ادعای محّله ها که ذکرشان

   با نام خدا همراه بود.؟! 

  آن عطوفت دستهای  با محبت همسایه... آن نگاههای مهربان

  رهگذران؟!!!

  بوی نان تازه و عطر ریحان کبابی سر گذر ؟

  صدای فریاد میوه فروش خیابان، که سیب های سرخ را

  در گاری دستی اش می فروخت؟

  اتوبوس دو طبقه دیگر نخواهد آمد! ایستگاه محّبت را 

  خراب کرده اند .

  دلتنگ پیر مرد مغازه داری هستم که برای کودکی هایم

   مهربانی هایش خاطره  شده.

  یادش بخیرآن اسکناس های نویی که بوی بهار را می داد.!

  این کاغذ های بی قواره و کثیف که امروز اسم پول را

  یدک می کشند حالم را بهم می زنند.

  خدا رحمتش کند آن مرد فقیری که عاشق غذای مادر بود

  و کنار پنجرۀ خانه امان می نشست . از اهالی شمال

  بود و سالها  حاشیه نشین تهران ...

   شهر همیشه خاطره ...

  تو حکایتم را می دانی و از آن با خبری . آخر ،

  کودکی هایم، همراه با تو بوده و بزرگی را  با قدم بر

  سنگفرشهایت آموخته ام .

  چه کنم ؟ امروز دلتنگی ها یم را برای تو آورده ام .

  ببین که دیگر لبخند بر چهره ندارم.  می بینی؟

  نکند چشمهایت را هم نابینا کرده اند ؟  نگاه کن چه

  سر انجامی پیدا کرده ای.!

   تهران من ، باور کن انهدام محبت و آرامش ات را.

  اینک من به پایان این معنا رسیده ام .

  باور کن ...

 

پی نوشت:

در خلوت خیابانها ،افکارم آرام می شوند و زندگی را از دریچۀ

 زیبایی ها یش نگاه می کنم.اما اینک سراغ  آرامش گمشده ام را

/ 37 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
س

گلم ....شب تولدت مبارک. [گل][قلب][گل][قلب][گل]

.

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب بدین سان ، خوابها را با تو زیبا می کنم امشب [گل][گل][گل]

رضاپارسی پور

سلام شهلا جان ...ممنونتم.نه نترس و ناراحت نباش من حواسم خیلی جمع هست.اصلا نگران نباش. گیرم که مارچوبه کند تن به شکل مار کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست !! دیدی حالا. زین حسن تا آن حسن صد گز رسن.[گل][چشمک][گل]

ع

[گل] تــــــــــو لدت مبــــــــــارک[گل] تولدت مبارک شهلای عزیز و نازنین با تیشه خیال تراشیده ام تو را در هر بتی که ساخته ام دیده ام تو را از آسمان به دامنم افتاده آ فتاب یا چون گل از بهشت خدا چیده ام تو را هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ من از تمام گلها بوییده ام تو را رویای آشنای شب و روز عمر من در خوابهای کودکی ام دیده ام تو را

[گل][گل][لبخند][لبخند][گل][گل] سلام. تبریک عزیزم....

شبنم

سلام مرسی که خبرم کردی شهلا جون تولدت مبارک خانومی انشاالله 100 ساله بشی عزیزم[ماچ][بغل] بازم تبریک گلم شاد باشی[گل]

نویسنده

قطار می رود تو می روی تمام ایستگاه می رود ومن چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام! "قیصر امین پور"